ببین من از سال ۲۰۱۵ تا الان دارم فیلم میبینم.
ادعا نمیکنم تهِ فیلمبازی و فیلم دیدن رو در آوردم ولی به اندازه کافی دیدم و دیگه حس میکنه بسه چون فیلم دیدن منو به جایی نمیرسونه.
فیلم دیدن به جای اینکه برای من تفریح باشه تبدیل شده به یه جور اعتیاد یا وظیفه که هر روز باید انجامش بدم.
دیدن این همه فیلم چقدر زمان برده!! زمانی که میتونستم در راه بهتری ازش استفاده کنم.
ولی خب همچنان تفریحی بهتر از فیلم دیدن ندارم.
واقعا وقتی از بیرون به این قضیه نگاه میکنم میبینم چه دغدغه های پوچ و بی معنی ای داره یه آدم فیلمباز، سرنوشت فلان شخصیت چی میشه فلان بازیگر چی گفته فلان سریال کِی میاد و....
دلم میخواد یه کار واقعی و مفیدی که دوسش هم دارم انجام بدم
تصمیم گرفتم کمِ کمش روزی ۲ ساعت بنویسم
نوشتن راه خوبیه واسه دسترسی به چیزای ناشناخته های وجودمون
مینویسی و مینویسی و بعد یهو میبینی یه چیز جدید راجب خودت فهمیدی.
نوشته هایی که بیشتر سطحی هستن رو میشه تو وبلاگ منتشر کرد
نوشته های عمیقتر و شخصیتر رو ترجیح میدم واسه خودم نگه دارم.
اگر بخوام تو وبلاگ بنویسم اولا ناخودآگاه خودمو سانسور میکنم دوما اکثرا جنبه خوندنش وجود نداره
Black hawk down رو چند ماه پیش نیمه کاره رها کرده بودم
امروز تمومش کردم، فیلمش یر اساس اتفاقات واقعی بود
Batman begins رو دیشب دیدم.
در کل علاقه خاصی ندارم به بتمن ولی فیلمش خوب بود واقعا
الانم دارم قسمت دومشو میبینم،,The dark knight
فیلم match point از وودی آلن دیدم خوشم اومد
فک کنم مفهوم اصلی فیلم در مورد خوش شانسی و از اینجور چیزا بود
یه فیلترشکن تونستم دانلود کنم
بعد از تقریبا یه هفته تونستم برم یوتوب و اینستا
ولی نت دوباره قطع شد الان
چند روزه که فیلترشکن کانکت شده.
به حدی از بیکاری رسیدم که نشستم شبکه سه فیلم مهریه بی بی رو میبینم
The dreamers و Vice رو نصفه نیمه رها کردم فعلا
Vice آخراش بود و The dreamers وسطاش
-دیروز ۱۵:۰۱-
Ready or not چند دقیقشو دیدم
در مورد یه خانواده پولداره که یه سنت قدیمی دارن که با هر عضو تازه ای که وارد خانوادشون میشه یه بازی انجام میدن.
فعلا تا اینجاشو دیدم که میخواستن قایم باشک بازی کنن!
-دیروز ۱۵:۰۰-
پینوشت همین الان:راستی قایم باشک درسته یا قایم موشک؟هیچوقت نفهمیدم
امروز چه زود گذشت
حتی کافیم رو هنوز کامل نخوردم
تازه برنامه داشتم یهکم دراز بکشم و سپس دستی به آب برسانم
-دیروز ۱۴:۵۸-
حالا اگر این پیشنهاد باشرمانه صابکار در یک روزِ پنجشنبه بهم میشد احتمال بیشتر وسوسه بشم که قبول کنم و جدان کاری اینقدر گیر نمیداد بهم.
الان نخوام برم سرکار بعد فردا مجبور باشم برم زیاد بهم حال نمیده، اگه پنجشنبه بود دو روز پشت سر هم تعطیل میگشتم.
-دیروز ۱۴:۵۵-
از دیروز که مریض شدم انگار همه چی فرق کرده، نمیدونم چجوری توصیفش کنم انگار همه چیزه یه خورده سادهتر یا شیرینتر شده، نمیدونم تاثیر سرماخوردگیه یا تاثیر اون قرصی هست که خوردم.
البته به استثنای دیشب قبل از خواب که سرم درد میکرد و واقعا داشتم به این فکر میکردم که سلامتی چه چیز مهمیه که خیلی کم قدرشو میدونیم.
-دیروز ۱۴:۴۱-
صابکار پیشنهاد داد که اگر نمیتونی بیای امروزو استراحت کن
نمیدونم،اونقدرام مریض نیستم،یه حسی میگه نرو، لَم بده و فیلم ببین ولی وجدان کاریم قبول نمیکنه
فیلم ready or not پلی کردم
از فیلمهای دانلودی دو سال قبلم
دو تا قرص یکی برای آبریزش بینی و اون یکی نمیدونم چی چی بود انداختم بالا، امروز صبح و دیشب هم همین قرصا رو خوردم.
بهترم نسبت به دیشب
دیشب نصف کلهم درد میکرد و از چشم راست و سوراخ دماغ راستم آب میچکید
بلاگفام که همچنان باز نمیشه
معلوم نیست کِی باز بشه، احتمالا فردا صبح
-دیروز ۱۴:۱۴-
برم ادامه فیلممو ببینم.
یه فیلمیه که دو سال پیش دانلود کردم و قبل اینکه امشب شروع کنم به دیدنش هیچ ایده ای راجب اسم و داستانش نداشتم.
تام کروز توش بازی میکنه
هیچ وقت آدم بددهنی نبودم
هرچی دنبال خودم میگردم خودمو پیدا نمیکنم
بلاگفا باز نمیشه دوباره،رفت تا فردا صبح
دل و دماغ نوشتن نیست خیلی
یه فیلم دیدم امروز
یه خورده هم کتاب خوندم
ظهر یه فیلترشکن دانلود کردم که کار کرد
یوتوب باز نشد رفتم اینستا
ویدیوهاش به ندرت باز میشد،بیشتر کپشنا رو میخوندم
همینم غنیمته این روزا
شب دراز است و ممد باید بخوابد
الان من باید تو یوتوب میبودم
به جاش دارم کتاب میخونم
این وضعیت قبیحه،زشته،مستهجنه!
دوست داشتم باعث و بانیش اینجا بود عا همین کتابو میکردم تو.....کیفش
ساعتا عقب اومد
خدا کنه هر چه زودتر اینترنتا درست بشه
هعی هیشکی نیست اینجا